شمارهٔ ۱
ای دوست بدان کاین فلک پیروزه از حلقه جمع ما کند دریوزه هر کس که کشد دمی ازین پستان شیر بالغ گردد گرچه بود یک روزه
۴۸ شعر از عطار نیشابوری
ای دوست بدان کاین فلک پیروزه از حلقه جمع ما کند دریوزه هر کس که کشد دمی ازین پستان شیر بالغ گردد گرچه بود یک روزه
صد در به اشارتی بسفتیم و شدیم صد گل به عبارتی برفتیم و شدیم گر دانایی به لفظ منگر بندیش آن راز که ما به رمز گفتیم و شدیم
گلهای حقیقت بنرفتیم یکی درهای طریقت بنسفتیم یکی از بسیاری که راز در دل داریم بسیار بگفتیم و نگفتیم یکی
چون چنگ همه خروش میباید بود چون بحر هزار جوش میباید بود ای هم نفسان بسی بگفتیم و شدیم زیرا که بسی خموش میباید بود
از نادره نادر جهانیم امروز اعجوبه آخر الزمانیم امروز سلطان سخن نشسته بر مسند فقر ماییم که صاحب قرانیم امروز