شمارهٔ ۴۱عطار نیشابوریباب پنجاهم: در ختم كتابهان ای دل بیدار بخفتی آخرگفتی که نیوفتم بیفتی آخرای جان شده عطار و ز جان آمده سیربسیار بگفتی و برفتی آخر