المقالة الثامنة
عطار نیشابوریپسر گفتش بگو تا جادویی چیست
که نتوانم دمی بی شوق آن زیست
چو سحرم این چنین محبوب آمد
چرا نزدیک تو معیوب آمد
مرا از سر سحرآگاه گردان
پس آنگه با خودم همراه گردان
پسر گفتش بگو تا جادویی چیست
که نتوانم دمی بی شوق آن زیست
چو سحرم این چنین محبوب آمد
چرا نزدیک تو معیوب آمد
مرا از سر سحرآگاه گردان
پس آنگه با خودم همراه گردان