شمارهٔ ۱
عطار نیشابوریآن ماه که از کنار شد بیرونم
در ماتم او کنار شد پر خونم
دوشش دیدم به خواب در خفته به خاک
گفتم چونی گفت چه گویم چونم
آن ماه که از کنار شد بیرونم
در ماتم او کنار شد پر خونم
دوشش دیدم به خواب در خفته به خاک
گفتم چونی گفت چه گویم چونم