شمارهٔ ۲۶
گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد زنهار مگو که کعبتین داد نداد کان نقش که کرد رای شاهنشه یاد در خدمت شاه روی بر خاک نهاد

شرفالزمان ابوالمحاسن زینالدین ابوبکر جعفر بن اسمعیل وراق هِرَوی متخلص به اَزرَقی شاعر ایرانی نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری (متوفی به حدود ۴۶۵ هجری قمری) است که در دربار سلجوقیان در زادگاه خود هرات بهسر میبرد و با شمسالدوله طغانشاه پسر البارسلان، حاکم خراسان معاصر بود و او را مدح میکرد. پدرش اسماعیل وراق هروی در طوس پیشهٔ وراقی (کتابفروشی) داشت (و همان کس است که به گفته نظامی عروضی، فردوسی در فرار از غزنین به طوس در خانهٔ وی مخفی شد). از وی اشعاری اندک و استوار همچون مدح خواجه عبدالله انصاری باقی مانده است. به گفته بدیعالزمان فروزانفر، ازرقی «در طریقه شعر گرد سبک عنصری میگردد و به جواب قصایدش نظر دارد ... از معانی علمی مخصوصا ریاضی شعرش خالی نیست» گونه شعر او را طلیعه خروج از سبک خراسانی و زمینه برآمدن سبک عراقی بهشمار آوردهاند. سرودههای ازرقی پرآرایه و زبان اشعارش دشوار است. نقل است که او برخی از بهترین توصیفهای طبیعت به زبان فارسی را سروده است. گویا کتاب سندبادنامه یا قسمتی از آن را ازرقی به نظم درآورده است. اشعار بازماندهٔ ازرقی هروی بر اساس کتاب دیوان ازرقی هروی با تصحیح سعید نفیسی انتشارات زوار سال ۱۳۳۶ و به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد زنهار مگو که کعبتین داد نداد کان نقش که کرد رای شاهنشه یاد در خدمت شاه روی بر خاک نهاد