وقت کار است
ملکالشعرا بهارای دل ز جفای دیده یاد آر
زان اشک به ره چکیده یاد آر
این نکته ناگزیر بشنو
وین قصه ناشنیده یاد آر
زین ملک ستم کشیده یعنی
ز ایران تعب کشیده یاد آر
ز آن روز که اشکبار بودی
در گوشه غم خزیده یاد آر
امروز که زخم یافت مرهم
زان جسم به خون طپیده یاد آر
گر کسوت نو بریده ای باز
زان پیرهن دریده یاد آر
امروز که چهر بخت دیدی
زان عارضه ندیده یاد آر
امروز که شد بهار پیدا
زان باغ خزان رسیده یاد آر
هر وقت که قصد کار کردی
