شمارهٔ ۵١ - قصیده
ابن یمین فریومدیرسید خسرو عادل بطالع مسعود
بمنتهای مراد و بغایت مقصود
سر ملوک زمان شهریار روی زمین
خدایگان سلاطین وجیه دین مسعود
چو آفتاب جهان سروری جهانگیری
که باد سایه عالیش تا ابد ممدود
جواز بر رخ ماه ار بخط او نبود
طریق منزل اول بر او بود مسدود
صحیفه یی که نه در مدحتش نویسد تیر
چو حکم حاکم معزول میشود مردود
بیاد مجلس او زهره گر نسازدچنگ
شود ز بزم دل افروز آسمان مطرود
اگر بسایه جاهش درآمدی خورشید
گه کسوف کجا نقد او شدی مفقود
سوار عرصه میدان پنجمین بهرام
که روز رزم لجوج است و گاه بزم حقود
کمر ببندگی او بدان طمع بندد
