شمارهٔ ۵۶ - قصیده در مدح امیر تالش
ابن یمین فریومدیشاد باش ای دل که بختت پیشوایی می کند
سوی نویین جهانت رهنمایی می کند
خسرو خسرو نشان تالش که از بهر خدای
اهل دانش را به مردی کدخدایی می کند
آن سرافرازی که خاک پای گردون سای او
از شرف در چشم اختر توتیایی می کند
و آنک شمع خاوری از رأی او پروانه ای ست
کاندرین منظر همیشه روشنایی می کند
آفتاب از بندگان رأی ملک آرای اوست
زان برین تخت زمرد پادشایی می کند
با درون آزردگان صدمت گردون دون
لطف روح افزاش کار مومیایی می کند
از نسیم لطف او باد بهاری شمه ای ست
زان سبب در صحن بستان عطرسایی می کند
نفحه اخلاق او در چین ز خون سوخته
در میان نافه ها مشک ختایی می کند
