شمارهٔ ۵٨ - وله در مدح طغا یتمور خان
ابن یمین فریومدیشاه جهان چو پای فرا پیش صف نهاد
دشمن برای تیر وی از جان هدف نهاد
دارای دین طغایتمور خان که بر دلش
ایزد بروز کین رقم لاتخف نهاد
از زخم تیر کرد عدو را چو خارپشت
وانگه سرش بسینه درون چون کشف نهاد
در عهدش آنکه داشت بیکجو ستم روا
در زیر چوب معدلتش تن چو کف نهاد
بر روی ماه شحنه انصاف و عدل او
از شبروی شناس که داغ کلف نهاد
قصر جلال اوست مگر حصن آسمان
کاستاد صنعش از مه و از خور شرف نهاد
هر روز رتبتی زبر رتبتیش داد
آنکس که در بهشت غرف بر غرف نهاد
طبع جواد اوست که بر خود فریضه کرد
احیاء سنت کرمی کش سلف نهاد
تشبیه ابر چون بکف او کنم که ابر
