شمارهٔ ۵۵٣
ابن یمین فریومدیدیدم پریر ساده غلام بخارییی
زیبا و دلفریب و نکو فعل و خوب قول
چشمم بر اوفتاد طمع کردم اندرو
سرپوش بردم از سر خوان بی هراس و هول
گفتم بغیر بوسه دهی هیچ دیگرم
بشنید و خوش برآمد و خندید و گفت هول
دیدم پریر ساده غلام بخارییی
زیبا و دلفریب و نکو فعل و خوب قول
چشمم بر اوفتاد طمع کردم اندرو
سرپوش بردم از سر خوان بی هراس و هول
گفتم بغیر بوسه دهی هیچ دیگرم
بشنید و خوش برآمد و خندید و گفت هول