شمارهٔ ۶ - فی التوحید و المعرفه
ابن یمین فریومدیپیش از آندم که بود کون و مکان
بود آن گنج گرانمایه نهان
خود به خود بود پس پرده غیب
فی التجلی به جمال لاریب
همه او بود جز او هیچ نبود
لم یکن قط هبوط و صعود
درکشیده ز همه دامن ناز
فارغست او ز دل اهل نیاز
هیچکس در حرمش راه نداشت
حال واقف دل آگاه نداشت
مظهر حسن جمالش به جلال
مظهر وصف جلالش به کمال
بی می و مطرب همگی در سرور
بی رخ شاهد همه دم در حضور
تا به قیامت سرشان در سجود
تا به ابد دیده شان در شهود
غیر تماشای تو کاریش نی
جز به تماشای تو باریش نی
