شمارهٔ ۹۸
ابن یمین فریومدیبر اوج فلک دوش چو خورشید بگشت
بر من ز فراق یار دانی چه گذشت
گردون ستمکاره بتیغ خورشید
خون دل من ریخت درین نیلی طشت
بر اوج فلک دوش چو خورشید بگشت
بر من ز فراق یار دانی چه گذشت
گردون ستمکاره بتیغ خورشید
خون دل من ریخت درین نیلی طشت