شمارهٔ ۵۳۰
بابافغانی شیرازیای غنچه تو در سخن از سر معنوی
نخلت کرشمه بار ز انفاس عیسوی
شیرین خرام من گذری کن به بوستان
تا گل به مقدمت فگند تاج خسروی
گل های نوشکفته به وصف تو در چمن
هر یک سفینه ای ست ز درهای معنوی
نقش جمالت از قلم صنع آیتی ست
کاین شیوه ای ست در رقم کلک مانوی
وصل تو گر به ترک علایق میسرست
قطع نظر ز حاصل اسباب دنیوی
چشمی و صد کرشمه سری و هزار ناز
ای فتنه زمانه چه مستانه می روی
نوشد بلای عشق فغانی ز نو گلی
پیرانه سر نهاده غمش روی درنوی
