شمارهٔ ۱۹ - در منقبت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام
بابافغانی شیرازیای نور اله از مه رخسار تو لامع
مهر ازل از آینه روی تو طالع
رویت که بود آینه صنع الهی
بینند در آن اهل نظر جلوه صانع
از شوق گل روی تو شد آدم خاکی
در آب و هوای چمن دهر مزارع
بر آینه چهره مقصود نماندست
رنگی که شود در نظر قدر تو مانع
هر چند که انوار تجلی بدرخشید
در ذات تو گنجید زهی قدرت جامع
از بهر ظهور تو جهان خلق شد آری
این جلوه غرض بود ز ترکیب طبایع
ماهیت دیدار تو بر زاهد خودبین
ظاهر نشود تا نکند دفع موانع
خلق از جهت رونق و معموری عالم
