شمارهٔ ۱۳ - قصیده
فلکی شروانیچون نقطه نور سپهر آید ز حوت اندر حمل
پوشد چو جنت باغ را حالی و حلی و حلل
همچون ز نقض ار تنگ چین گردد پر از سبزه زمین
همچون بهشت از حور عین گردد پر از لاله جبل
بلبل برآرد غلغلی چون بشکفد از گل گلی
وز رشگ گل هر صلصلی با بلبل آید در جدل
گردد شخ پر شاخ و سنگ از سبزه چون پشت پلنگ
آهو کند سم سیم رنگ از یاسمین بر کوه و تل
نیلوفر زاهد لباس از زر نهد بر دست کاس
ابر از هوا در بیقیاس افشانده در کاسش زطل
بستان ز گل یابد خطر بر گل کند بلبل نظر
گل را دهد قطر مطر در دلبری زور بطل
گویند مرغان در ربیع ابیات و اشعار بدیع
این گفته از بحر سریع آن گفته از بحر رمل
