شمارهٔ ۱۰ - اندرز به دوستی مزاحم
قائم مقام فراهانیمخدوم من ای آن که مرا در همه عالم
مانند تو یک یار وفادار نباشد
چون است که این بار که باز آمدی از راه
رفتار و سلوک تو چو هر بار نباشد
در محفل عام آیی ازان رو که مبادا
در خلوتک خاص منت بار نباشد
وان گه به عبث با در و دیوار بجنگی
کاین در خور یاری چو من یار نباشد
ای جان عزیز من اگر یار منی تو
باید که ترا با دگری کار نباشد
از خانه گل جانب ویرانه دل آی
کان جا اثری از در و دیوار نباشد
در خانه گل شاید اگر غیر بود لیک
در خانه دل غیر تو دیار نباشد
آن جا سزد ار جز تو کسی ره برد اما
این جا به کسی جز تو سزاوار نباشد
ز اندیشه هر پشه که آواز بر آرد
