شمارهٔ ۱۱۸ - به یکی از امیرزادگان نبشته
قائم مقام فراهانیقربانت شوم پروانه مبارکه رسید و جا داشت که سواد مداد آن را به جای مردمک در چشم ها جا دهم و نقد جان را نثار سطور مشک بار نمایم
خط کاجنحه الطواویس اغتدی
لحسوده کبراثن الآساد
معنی یسلسل کالعقود و انه
لذوی الحقود سلاسل الاقیاد
ازین برفی که بر خلاف عادت موسم آمده و سرما پیش افتاد شکایت فرموده بودید و بسیار به جا بود چرا که هیچ چیز بی جا و بی هنگام خوب نیست مگر عشق آن هم باعتقاد ادیب صابر که میگوید
گویند که هر چیز بهنگام بود خوش
ای عشق چه چیزی که خوشی در همه هنگام
والسلام
