ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او
ای فدای تو هم دل و هم جان وی نثار رهت هم این و هم آن دل فدای تو چون تویی دلبر جان نثار تو چون تویی جانان دل رهاندن ز دست تو مشکل جان فشاندن به پای تو آسان راه وصل تو راه پرآسیب درد...

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان میر سید علی مشتاق اصفهانی بودهاند. هاتف سرانجام در قم درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. بعضی از تذکرهها فوتش را در کاشان و مدفنش را در قم میدانند. دیوان او مرکب از قصاید و غزلیات و مقطعات و رباعیات است. ترجیع بند معروف وی که دارای پنج بند و در موضوع وحدت وجود است هاتف رابه حریم استادان بزرگ نزدیک میکند. علاوه بر آن معدود اشعار به جا مانده از دختر هاتف (رشحه) نیز که معمولاً در نسخههای چاپی دیوان هاتف به عنوان بخشی از دیوان او آورده میشود در گنجور مستقلاً ذیل اشعار رشحه آورده شده است.
ای فدای تو هم دل و هم جان وی نثار رهت هم این و هم آن دل فدای تو چون تویی دلبر جان نثار تو چون تویی جانان دل رهاندن ز دست تو مشکل جان فشاندن به پای تو آسان راه وصل تو راه پرآسیب درد...
گر فاش شود عیوب پنهانی ما ای وای به خجلت و پریشانی ما ما غره به دین داری و شاد از اسلام گبران متنفر از مسلمانی ما
هر شب به تو با عشق و طرب می گذرد بر من زغمت به تاب و تب می گذرد تو خفته به استراحت و بی تو مرا تا صبح ندانی که چه شب می گذرد