بخش ۲۶ - آوردن جاماسپ، زال را پیش شاه بهمن و در قفس کردن شاه بهمن زال را
ایرانشان ابن ابی الخیرچو من با تو بودم به هنگام ناز
نگردم به گاه بلا از تو باز
ز گفتار او هر سه گریان شدند
وز آنجا سوی شاه کیهان شدند
چو زال اندر آمد به نزدیک شاه
رخان کرده چون کاه و بالا دو تاه
به لب رخ خاک برمیم زد
ز خون نقطه بر تخته سیم زد
چنین گفت کای شاه فرخنده روز
به کام تو شد کشور نیمروز
چه خواهی ازین پیر برگشته بخت
از آن پس که دیدم ز تو رنج سخت
نه من پرورانیده بودم ترا
نه من مهربانی نمودم ترا
کنون از بزرگان وفا این بود
