بخش ۲ - نامه نبشتن شاه بهمن به شاه صور از بهر دختران رستم و پاسخ نوشتن او
ایرانشان ابن ابی الخیرهمه دشت از مرد پولادپوش
همه کوه و صحرا غلامان زوش
چو از بیشه نزدیک رود آمدند
به هامون یکایک فرود آمدند
یکی نامه فرمود بهمن به صور
به نام خداوند خورشید و نور
خداوند کیوان و ناهید و ماه
خداوند پیروزی و دستگاه
همه کام گیتی ازو یافتیم
چو بر کینه خویش بشتافتیم
سر دشمن ما نگونسار کرد
گنهکار را بر سر دار کرد
تنی چند ازین تخمه بدنژاد
چنان تخمه هرگز به گیتی مباد
ز کابل شب تیره بگریختند
به دام بلا درنیاویختند
