شمارهٔ ۱۵۱
جویای تبریزیتا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب
می روم از ضعف بر باد نفس همچون حباب
مرهم ناسور دل را گشت شکر خنده ات
شد فراهم زخم اندام جرس همچون حباب
کم نگردد اشک و آه عاشقان مانند شمع
می رود از خود به آهی بوالهوس همچون حباب
تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب
می روم از ضعف بر باد نفس همچون حباب
مرهم ناسور دل را گشت شکر خنده ات
شد فراهم زخم اندام جرس همچون حباب
کم نگردد اشک و آه عاشقان مانند شمع
می رود از خود به آهی بوالهوس همچون حباب