شمارهٔ ۴۹جویای تبریزیرباعیاتاز رنجش او دلم مشوش باشدبی طاقت و ناصبور و ناخوش باشداز جوش فسردگی شود بسته چو شمعسرچشمه اشکم ار ز آتش باشد