شمارهٔ ۲۲۹
مال کم راحت است و افزون رنج لاجرم مال می نخواهد عقل همچو می که اندکش فزاید روح لیک بسیار او بکاهد عقل
۳۶۲ شعر از خاقانی شروانی
مال کم راحت است و افزون رنج لاجرم مال می نخواهد عقل همچو می که اندکش فزاید روح لیک بسیار او بکاهد عقل
چون ز یاران رفته یاد آرم آه و واحسرتا علی من مات چون ز عمر گذشته یاد آرم آه و واغصتا علی مافات
ای شده خ چپ سلطان خ راستی عالم هم گر به ما خ کج کنی ما را خای راست برشود به شکم
دو گهر دان پیمبری و کرم زاده از کان کاینات به هم هر دو را کوهسار مغز بشر هر دو را آفتاب نور قدم ز آفرینش درخت انسی راست بیخ پیغمبری و شاخ کرم دهر بیخ پیمبری بگسست شاخ رادی به تیغ ک
ز گفته تو بجوشید طبع خاقانی جواب داد به انصاف اگرچه دید ستم که گر به ذکر تو دیگر قلم بگردانم پس این زبان چو تیغم به تیغ باد قلم