غزل شمارهٔ ۹۵
اوحدی مراغهایدلم ز هر دو جهان مهر پروریده تست
تنم به دست ستم پیرهن دریده تست
ز حسرت دهنت جان من رسید به لب
خوشا کسی که دهانش به لب رسیده تست
گزیده دو جهانی بسان طالع سعد
غلام طالع آنم که بر گزیده تست
ز سرکشی غرضت گر همین ستمکاریست
تو سرمکش که دلم خود ستم کشیده تست
دلم چو خال تو در خون چو زلفت اندر تاب
ز بوی آن خط مشکین نودمیده تست
فغان این دل مجروح تیر خورده من
ز دست غمزه ترک کمان کشیده تست
بدیدمت همه را کرده ای ز بند آزاد
جز اوحدی که غلام درم خریده تست
