بخش ۳۶ - در باب ظلمه و ظلم
اوحدی مراغهایظلمت ظلم تیره دارد راه
عدل باید جناح و قلب سپاه
خانه ظالمان نه دیر که زود
به فضیحت خراب خواهد بود
دود دل خانه سوز ظالم بس
بد کنش را همان مظالم بس
ظلم تاریک و دل سیه کندت
عدل رخشنده تر ز مه کندت
مرد را ظلم بیخ کن باشد
عدل و دادش حصار تن باشد
چه جنایت بتر که خون خوردن
وانگه از حلق هر زبون خوردن
نیست در بیخ دولت اینان
تبری چون دعای مسکینان
تو نترسی که باغ سازی و تیم
خرج آن جمله از خراج یتیم
باغ خود را نچیده گل بیوه
