بخش ۶۷ - درنکوهش فقهای دون
اوحدی مراغهایای که گشتی بد آن قدر خرسند
که کسی خواندت به دانشمند
گرد بدعت مگرد و گرد فضول
میکن آنچت خدای گفت و رسول
قول روشن چو هست و نص جلی
پی رخصت چه گردی ای زحلی
در حیل دفتر و کتاب که ساخت
یا به تزویر فصل و باب که ساخت
سخن راست درنوردیدن
گرد تاویل دور گردیدن
جاهل و عام را فضول کند
خاص را خود به جان ملول کند
روشنی نیستت فروغ مده
به کسان رخصت دروغ مده
عالمی بر در امیر مرو
این چه رفتن بود بمیر مرو
چند گردی چو آب و چون آذر
موزه در پای کرد سر چادر
چکند مرد چادر و موزه
از چنین رزق روزه به روزه
لشکر ترک و لقمه های حرام
رفته بر پیشگاه خواجه امام
