بخش ۷۱ - در راستی
اوحدی مراغهایراستی کن که راستان رستند
در جهان راستان قوی دستند
راستگاران بلندنام شوند
کج روان نیم پخته خام شوند
یوسف از راستی رسید به تخت
راستی کن که راست گردد بخت
گر بدی دامنش گرفت چه باک
چکند دست بد به دامن پاک
راست گوینده راست بیند خواب
خواب یوسف که کج نشد دریاب
چون درو بود راست کرداری
خواب او گشت قفل بیداری
چون به نیکی درید پیرهنی
شد مسخر چو مصرش انجمنی
پیرهن کین بود مقاماتش
دیده روشن کند کراماتش
گو بدر بر تن نکو رفتار
پوستین گرگ و پیرهن کفتار
دامنی را که در کشی ز هوا
