بخش ۷۴ - در سفر و فواید آن
اوحدی مراغهایچون ندانی ز خود سفر کردن
بایدت بر جهان گذر کردن
تا ببینی نشان قدرت او
با تو گوید زبان قدرت او
کای پسر خسروان که می بینی
اندرین خاکشان به مسکینی
همه بیش از تو بوده اند به زور
اینکه شان میروی تو بر سر گور
چون در آمد اجل زبون گشتند
ملک بگذاشتند و بگذشتند
بکن اندر زمان مستی خود
سفری در زمین هستی خود
تا بدانی که کیستی و که ای
در چه چیزی و چیستی و چه ای
چون ندانی به پای روح سفر
بایدت در جهان چو نوح سفر
