بخش ۷۷ - در بیوفایی جهان و خرسندی به حکم قضا
اوحدی مراغهایحال و کار جهان خیالاتست
نظری کن که این چه حالاتست
هر چه هست اندرین جهان خراب
نقش او باژگونه بینی از آب
تو هم اینها در آب می بینی
یا خود این ها به خواب میبینی
ماتمت سور باشد اندر خواب
گریه شادی و خنده غم دریاب
زنگی است آنکه گفته ای چینی
زانکه او را بخواب می بینی
رخ زنگی مبین ببین دل او
در جهان هر کسی و حاصل او
دل زنگی که او ندارد رنگ
به زر و می که تیره باشد و تنگ
به سپید و سیاه غره مباش
روشنش دار روی و می بین فاش
