شمارهٔ ۳۶
سعدی شیرازیدو منظور موافق روی در هم
همه کس دوست می دارند و من هم
هر آنچ این را بود آن را مهیا
هر آنچ آن را بود این را مسلم
رفیق حجره و گرمابه و کوی
به صحرا با هم و در خانه بر هم
مقدم در مؤخر برده تا ناف
دگر بار این مؤخر آن مقدم
نهند از دوستی و مهربانی
چنان بر ریش یکدیگر که مرهم
گر این صرفه نگهداری همه عمر
نه دینارت زیان باشد نه درهم
چو نان در خانه باشد کدخدا را
ز سرمایه نباشد حبه ای کم
من این پاکیزه رویان دوست دارم
اگر دشمن شوندم اهل عالم
بدستی را که در مشتی نگنجد
چو انگشتی فرو برده به خاتم
کل یک چشم عریان اوفتاده
چو اعرابی به سر در چاه زمزم
هر آن کس را که یاری در کنار است
