قطعه شمارهٔ ۹۰
ای وزیری که فلک حلقه به گوش در توست خود فلک را چه دری بهتر ازین می باید پرتو رای تو را دید خرد گفت مرا چه مبارک سحری بهتر ازین می باید توامان چون ز غلامان کمر بسته توست بر میانش کم...

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را داشت و تربیت فرزندش سلطان اویس را به او واگذار کرد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام «جمشید و خورشید» و «فراقنامه» به جای مانده است.
ای وزیری که فلک حلقه به گوش در توست خود فلک را چه دری بهتر ازین می باید پرتو رای تو را دید خرد گفت مرا چه مبارک سحری بهتر ازین می باید توامان چون ز غلامان کمر بسته توست بر میانش کم...
ایا شهی که غبار سپاه منصورت عذار فتح به خط معنبر آراید سوار همت تو گوی جاه در میدان ببردی از خم چوگان چرخ بر باید اگر محاصره آسمان کند رایت به یک دو ماهش هر نه حصار بگشاید شهاز گرد...
ای وزیری که دلت همت اگر در بندد گره عقد ز ابروی فلک بگشاید قدم همت تو تارک کیوان سپرد چنبر طاعت تو گردن گردون ساید در زمان قلمت زهره ندارد بهرام که زبان و لب شمشیر به خون آلاید هرچ...
دیگر آن است که محبوب جهان سقری شاه آمد از بندگی شاه که می فرماید رو بگو بنده دیرینه ما سلمان را که بخواه از کرمم هر چه تو را می باید بنده بر حسب اشارت طلبی کردم و شاه داشت مبذول چن...
شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد سوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید که بر خلاف طباع زمانه می بینم که حصن ملک حصین است و سد عدل سدید زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیع کمال دولت فضل است از زما...
ایا سحاب نوالی که از صریر قلم به گوش صامعه جز مدحت شما نرسید به بوی خلق خوشت بح کاروان نسیم سحرگه از طرف تبت و خطا نرسید نماند در همه آفاق ذره ای که درو ز آفتاب دلت پرتو عطا نرسید ...
شها که بود که از فیض بخشش تو بدو گهر به رطل نیامد درم به من نرسید به حضرت تو رهی کرده خانه ای در خواه به من رسید که دادی ولی به من نرسید
ایا شمع جمع و چراغ ملوک چو پروانه تا چند تابم دهید شما عین لطفید و دریای جود چرا وعده چون سرابم دهید گناهی نکردم خطایی نرفت چه موجب که چندین عذابم دهید مرا کز تب محرق انتظار جگر سو...
پادشاها عالم از انصاف تو معمور شد همچنین معموره اش را تا ابد معمور دار شرق و غرب ملک را بر التفات توست چشم گه نظر با رای هندو گاه با فغفور دار چون میسر شد به زخم تیغ ملک ایرجت بعد ...
کدام پیک مبارک قدم دعای مرا برد به حضرت خورشید آسمان مقدار پس از دعاب و زمین بوس گوید ای شاهی که چرخ را همه بر قطب رای توست مدار کسی که نام تو بر دل نوشت گشت عزیز به غیر زر که به غ...