شمارهٔ ۱۹۰
سنایی غزنویخسرو از مازندران آید همی
یا مسیح از آسمان آید همی
یا ز بهر مصلحت روح الامین
سوی دنیا زان جهان آید همی
یا سکندر با بزرگان عراق
سوی شرق از قیروان آید همی
ریگ آموی و درازی راه او
زیر پامان پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
اسب ما را تا میان آید همی
رنج غربت رفت و تیمار سفر
بوی یار مهربان آید همی
این از آن وزنست گفته رودکی
یاد جوی مولیان آید همی
