شمارهٔ ۹۴ - در مدح مؤید الدین
مؤیدین جمال ای ستوده آفاق ترا به مدح من اهلیت است و استحقاق مرا به جود تو دانم که همچنین باشد که از حکیمان طاقم تو از کریمان طاق به حق من نبود جود تو به روی و ریا به مدح تو نبود نظ...

شمسالدین تاجالشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی محل سؤال است. مولد او را عوفی نسف (نخشب)، واقع در نزدیکی سمرقند میدانند. وی در شعرهایش خود را به سلمان فارسی منتسب میداند. وی در ابتدای جوانی برای کسب دانش به بخارا رفت و به قول عوفی بهسبب تعلق خاطر به شاگرد سوزنگری به آموختن آن صنعت مشغول شد. سوزنی سمرقندی معاصر ارسلان خان محمد از آل افراسیاب و سنجر اتسز بن محمد خوارزمشاه بوده است. وی با عمعق بخاری، سنایی غزنوی، انوری ابیوردی، محمد معزی، ادیب صابر و رشیدی سمرقندی معاصر بوده و برخی از آنان را هجو کرده و به تیغ زبان خود آزرده است. سوزنی شاعری هجا و بدزبان بوده و در هجو معانی خاص ابداع کرده است. قصاید و قطعات وی سهل، صریح و فصیح است. میگویند که وی در اواخر عمر دست از هجو و هزل کشیده و استغفار کرده است.
مؤیدین جمال ای ستوده آفاق ترا به مدح من اهلیت است و استحقاق مرا به جود تو دانم که همچنین باشد که از حکیمان طاقم تو از کریمان طاق به حق من نبود جود تو به روی و ریا به مدح تو نبود نظ...
تا کی ز گردش فلک آبگینه رنگ بر آبگینه خانه طاعت زنیم سنگ بر آبگینه سنگ زدن رسم ما و ما علت نهاده بر فلک آبگینه زنگ رنگیم و با پلنگ اجل کار زار ما آخر چه کارزار کند با پلنگ رنگ کبر ...
مفکن به غمزه بر دل مجروح من نمک وز من به قله سر مکش ای قبله نمک دانم کز آب گرم دو چشمم به یک زمان بگدازی از همه شکری یا همه نمک ای ترک ماه چهره چه باشد اگر شبی آیی به حجره من و گوی...
ای پایگاه قدر تو بر چرخ نیمرنگ دور ورا شتاب و بقای ترا درنگ اندر شتاب اوست درنگ ترا مدد وندر درنگ تست شتاب ورا درنگ پیدا دو رنگ او دو زبان کلک تو کند چون بر بیاض روم نگارد سواد زنگ...
ز آمدن سال نو بفرخی فال شاه جهانراست فتح و نصرت و اقبال سال نو آمد بخدمت قدم شاه لشگر انواع گل مقدمه سال خسرو سیارگان چرخ بتعجیل از سر ماهی برون گذشت و زدنبال در علم آل شاه فتح و ظ...
آمد به صدر خویش چو خورشید در حمل خورشید اهل بیت نبی سید اجل شادند خلق و رسم بشادیست خلق را هر موسمی که آید خورشید زی حمل خورشید چرخ فضل و شرف افتخار دین آن بی بدل ز عالم و از شمس د...