بخش ۶۸ - دیدار کوش با پدر
ایرانشان ابن ابی الخیرز ره چون یکی میل ببرید بیش
سپاه پدرش اندر آمد به پیش
پیاده شدش پیش به مرد زود
مر او را فروان ستایش نمود
زمین را ببوسید پیشش سپاه
همی کرد هرکس به رویش نگاه
به به مرد داد آن سر ارجمند
بدان تا فرستد به شاه بلند
چنین گفت کاین آن گرامی سر است
که بر آتبین ز آسمان برتر است
به کین برادر بریدم ز تن
مگر شاه خشنود گردد ز من
سواران چو رفتند نزدیک شاه
به مژده که فرزندت آمد ز راه
پذیره شدش با سپاهی گران
بزرگان چینی و گندآوران
چو تنگ اندر آمد به نزدیک کوش
سران را ز دیدار او رفت هوش
همی گفت هر کس که این دیو چیست
که بر کشور ما بباید گریست
نه مردم همانا که آهرمن است
