بخش ۲۰۱ - نامه فرستادن نستوه به نزد کوش پیلدندان
ایرانشان ابن ابی الخیریکی نامه فرمود نزدیک کوش
همه داوری و همه جنگ و جوش
که دانم که آگاه گشتی ز کار
که چون بست ضحاک را شهریار
شنیدی که با دیوسازان چه کرد
کز آن تخمه یکسر برآورد گرد
به بندی که آن مارفش بسته شد
جهان از بد جاودان رسته شد
از آن تخمه جز تو نمانده ست کس
تو را نیز مرگ آمد از پیش و پس
از آیین تو چون شد آگاه شاه
وز این رنج بر زیردست و سپاه
بدانم فرستاد تا هم زمان
بلای تو بردارم از مردمان
کنون گر به فرمان شاه اندری
مرا با تو کوته شود داوری
میان بندگی را ببند و مپای
یکی با سواران خویش ایدر آی
