بخش ۳۱۳ - آغاز جنگ و پیروزی کوش بر اندیان
ایرانشان ابن ابی الخیردو لشکر برابر بر آن دشت کین
تو گفتی که شد تنگ روی زمین
جهان گفتی از غم به جوش آمده ست
ستاره به بانگ و خروش آمده ست
طلایه ز لشکر به هم بازخورد
برآمد خروش ده و دار و برد
به یک حمله ایرانیان را ز جای
ببردند مردان رزم آزمای
چه مایه بکشتند و کردند اسیر
چه مایه دگر خسته تیغ و تیر
سلیح و سواران و اسبان جنگ
سوی کوش بردند مردان جنگ
سپاهش بدان پیشدستی گرفت
همه شادمان گشت و نیرو گرفت
بزد کوس و برداشت از جایگاه
به یک منزلی اندر آمد سپاه
