بخش ۳۶۳ - ساختن حوضها برای درمان مصروعان
ایرانشان ابن ابی الخیربه راه بیابان به جایی رسید
که آبی که بود ایستاده بدید
کسانی که مصروع بودند و سست
به دل ناتوان و به تن نادرست
همه خنده ای خوش بر ایشان فتاد
به آب اندر افتاد مانند باد
چو مرده در آن آب بیهوش شد
از آن آگهی چون بر کوش شد
شتابان بیامد به دیدار آب
کشیدند بیرون هم اندر شتاب
منادیگری بانگ زد بر سپاه
که دارید از این آب خود را نگاه
مبادا کز این آب هرگز چشید
که پس چادر مرگ در سر کشید
بفرمود تا مردگان را ز آب
کشیدند هم در زمان بر شتاب
چو باد شمالی بر ایشان وزید
به هوش آمد و این شگفتی که دید
سبک گشته آنکس که بودی گران
به رنگ و به تن بهتر از دیگران
همه سستی و رنج از او گشته دور
