بخش ۷۵ - صف شصت و یکم
ایزد تعالی مر عالم مرکب را بشش جهت او تمام کرد چون زیر و زبر و چپ و راست و پس و پیش و هفتم آن خود عالم بود تا نشانی باشد مر بینندگانرا به چشم بصیرت که دین خدای هم بشش جهت او تمام ش...

حکیم ابومعین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی در سال ۳۹۴ هجری قمری در بلخ تولد یافت. از اوایل جوانی به تحصیل علوم و تحقیق ادیان و مطالعهٔ اشعار شعرای ایران و عرب پرداخت. در دورهٔ جوانی به دربار غزنویان و سپس به دربار سلجوقیان راه یافت. در سال ۴۳۷ هجری قمری خوابی دید و به قول خود از خواب چهل ساله بیدار شد، کارهای دیوانی را رها کرد و به سیر آفاق و انفس پرداخت. پس از پیوستن به فرقهٔ اسماعیلیه و تبلیغ عقاید آنان، امرای سلجوقی در صدد کشتن وی برآمدند، سپس به ناچار به بدخشان گریخت و سرانجام در سال ۴۸۱ هجری قمری در یمگان وفات یافت. از آثار او می توان به سفرنامه، زادالمسافرین، وجه دین، خوان الاخوان، جامعالحکمتین، روشنایینامه، سعادتنامه و دیوان اشعار اشاره کرد.
ایزد تعالی مر عالم مرکب را بشش جهت او تمام کرد چون زیر و زبر و چپ و راست و پس و پیش و هفتم آن خود عالم بود تا نشانی باشد مر بینندگانرا به چشم بصیرت که دین خدای هم بشش جهت او تمام ش...
و یکی از آن سلطانان در ایام خلفای بغداد با لشکر به مکه شده است و شهر مکه ستده و خلقی مردم را در طواف در گرد خانه کعبه بکشته و حجرالاسود از رکن بیرون کرده به لحسا بردند و گفته بودند...
خویشتن بینان و بزرگی جویان از آموختن ننگ داشتند و از پس خداوندان دین نرفتند تا اندر خلاف ظاهرهای هلاک کننده هلاک شدند و بدی را با نیکی اندر آفرینش اثبات کردند و بهری از ایشان بنور ...
در شهر لحسا گوشت همه حیوانات فروشند چون گربه و سگ و خر و گاو و گوسپند و غیره و هرچه فروشند سر و پوست آن حیوان نزدیک گوشتش نهاده باشد تا خریدار داند که چه می خرد و آن جا سگ را فربه ...
اگر کسی گوید که این دلیلی نیست بر اثبات نیکی و نفی بدی از بهر آنک همچنانک بدی را بنیکی باز نبدند و گویند این بد کمتر از آن نیک است و گویند که این نیک بهتر از آن بد است و همه چیزهای...
او را گوییم که حقیقت از چیزها به گواهی عقل پیدا آید و اندر عقل یافته آنست که همه باید که بدی ها نیک شود و نمی باید که نیک ها بد شود و معلوم است که بازگشت هر چیزی بدان باشد کزو پیدا...
و چون از لحسا به جانب مشرق روند هفت فرسنگی دریاست اگر در دریا بروند بحرین باشد و آن جزیره ای است پانزده فرسنگ طول آن و شهری بزرگ است و نخلستان بسیار دارد و مروارید از آن دریا برآور...
تفاوت میان اهل ثواب اندر عالم علوی نه برین گونه است که اندرین عالم است از بهر آنک نعمت جسمانی آشکار است و حسد آید خداوندان نعمت اندک خداوندان نعمت اندک را از خداوندان نعمت بسیار از...
و به لحسا چندان خرما باشد که ستوران را به خرما فربه کنند که وقت باشد که زیادت از هزار من به یک دینار بدهند و چون از لحسا سوی شمال روند به هفت فرسنگی ناحیتی است که آن را قطیف می گوی...
سخن چرا که چهار ا ست امر وباز ندا سدیگرش خبرست و چهارم ا ستخبار این قول فیلسوف منطقی است ا عنی ارسططا لیس که گفت قول با بسیاری آن بچهار قسمت ا ست یکی امر چنانک کسی مر کسی را گوید چ...
دوازدهم محرم سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه ۴٣٨ از قزوین برفتم به راه بیل و قبان که روستاق قزوین است و از آن جابه دهی که خرزویل خوانند من و برادرم و غلامکی هندو که با ما بود وارد شدیم...
مذهب سوفسطای اینست که گویند هیچ چیز را حقیقت نیست و عالم بر مثال خواب است و چیزها همه خیال است و دلیل آرند بدین قول که هیچ چیز اندر عالم بر یک حال نیست نه آنچ یافتنی است از چیز ها ...
سخن سپس از قول اندر حرکت اندر نفس واجب آمد گفتن از بهر آنکه حرکت اندر جسم طبیعی و اندر جسم نفسانی پیداست و به قولی که اندر حرکت گفتیم ظاهر کردیم که مر جسم را به ذات خویش حرکت نیست ...
اکنون با سرحکایت رویم از یمامه چون به جانب بصره روانه شدیم به هر منزل که رسیدیم جای آب بودی جای نبودی تا بیستم شعبان سنه ثلث و اربعین واربعمایه به شهر بصره رسیدیم دیوار عظیم داشت ا...
بباید دانستن که شرف و بها و تمامی و بی نیازی مر عقل کل را بدان است که او مبدع است و هیچ چیز برو میانجی نیست و چون حال چنین است روا نیست که هیچ چیز که ازو فرود است بدین مرتبت عقل رس...
و در آن وقت امیر بصره پسر با کالیجار دیلمی بود که ملک پارس بود وزیرش مردی پارسی بود و او را ابومنصور شهمردان می گفتند و هر روز در بصره به سه جای بازار بودی اول روز در یک جا داد و س...
ایزد تعالی مر عالم جسمانی را بر شمار آفرید و یکی را علت شمار پدید آورد تا ازو بسیاری پدید آمد و مر یکی را چون اندر یکی زنی جز یکی نباید پس این همان یکی باشد او وجود علت خویش باشد و...
سخن گوییم اندر نام امر باری سبحانه که کلمه چراست تا مومن راه جوی را بیداری افزاید گوییم که کلمه چهار حرف است و معینش آنست که بردارندگان وحدت ایزد چهارند دو روحانی و دو جسمانی ازو ک...
و چون به آنجا رسیدیم از برهنگی و عاجزی به دیوانگان ماننده بودیم و سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم و خواستم که در گرمابه روم باشد که گرم شوم که هوا سرد بود و جامه نبود و من و ب...
در بصره به نام امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام علیه سیزده مشهد است یکی از آن مشهد بنی مازن گویند و آن آن است که در ربیع الاول سنه خمس و ثلثین از هجرت نبی علیه الصلوة و الس...
اگر کسی گوید که ترسانیدن پیامبران علیهم السلام مر خلق را به معاد سیاستی بود تا بر یکدیگر ستم نکنند و فساد اندر عالم راه نیابد و لکن چیزی نبود از آنچ گفتند جز این نام
و بعد از آن که حال دنیاوی ما نیک شده بود هر یک لباسی پوشیدیم روزی به در آن گرمابه شدیم که ما را در آن جا نگذاشتند چون از در دررفتیم گرمابه بان و هرکه آن جا بودند همه برپای خاستند و...
مرورا گوییم که زلیفن بر دو گونه است یکی جسمانی است و دیگر روحانی و زلیفن جسمانی از پادشاهان باشد و بر حسها باشد و زلیفن روحانی از پیامبران باشد و ممکن نیست که زلیفن جسمانی ثابت شود...
روحانی را بدلایل عالم جسمانی توان شناختن بدلیلی کردن حدود خدای تعالی پس گوییم بفرمان خداوندان حق علیهم السلام مر جویندگان علم حقیقت را که ما عالم جسمانی را دو اصل همی یابیم یکی ازو...