بخش ۱ - بسم اللّه الرحمن الرحیم
بنام آنکه نور جسم و جانست خدای آشکارا و نهانست خداوندی که جان در تن نهان کرد ز نور خود زمین و آسمان کرد فلک خرگاه تخت لامکان ساخت زکاف و نون زمین و آسمان ساخت ز یک جوهر پدید آورد ا
۱۰۲ شعر از عطار نیشابوری
بنام آنکه نور جسم و جانست خدای آشکارا و نهانست خداوندی که جان در تن نهان کرد ز نور خود زمین و آسمان کرد فلک خرگاه تخت لامکان ساخت زکاف و نون زمین و آسمان ساخت ز یک جوهر پدید آورد ا
که بسیاری طلب کردم نمودار که باشد تا بدانم سر اسرار در این اندیشه بودم سالها من بسی معلوم کردم حالها من طلبکردم درون دل بسی سال که تا یابم مگر از دیده احوال درون دل بسی رفتم سرانجا
دلا تا چند سر گردان شمعی بمانده زار و سرگردان جمعی همه ذرات دل سوی تو دارند بیک ره دیده در کوی تو دارند چو تو ایشان همه در گفتگویند عجایبتر ز تو در جستجویند چو از دیدار تو بهره ندا
تو او باشی و او تو من چگویم بجز درمان دردت می چه جویم خوشا آن دم که پرده بفکند یار ز پنهانی نماید عین دیدار خوشا آن دم که جان و تن نماند بجز حق هیچ ما و من نماند خوشا آن دم که بینی