بخش ۴۵ - معارضه
اگر کسی گوید که چون منفعت و مضرت به خدای تعالی منسوب نیست چرا بنده بر نیکی که کند نیکی یابد و بر بدی که کند بدی یابد و چون از کردار او چیزی به خدای بازنگشت چرا مکافات او به نیکی نب...

حکیم ابومعین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی در سال ۳۹۴ هجری قمری در بلخ تولد یافت. از اوایل جوانی به تحصیل علوم و تحقیق ادیان و مطالعهٔ اشعار شعرای ایران و عرب پرداخت. در دورهٔ جوانی به دربار غزنویان و سپس به دربار سلجوقیان راه یافت. در سال ۴۳۷ هجری قمری خوابی دید و به قول خود از خواب چهل ساله بیدار شد، کارهای دیوانی را رها کرد و به سیر آفاق و انفس پرداخت. پس از پیوستن به فرقهٔ اسماعیلیه و تبلیغ عقاید آنان، امرای سلجوقی در صدد کشتن وی برآمدند، سپس به ناچار به بدخشان گریخت و سرانجام در سال ۴۸۱ هجری قمری در یمگان وفات یافت. از آثار او می توان به سفرنامه، زادالمسافرین، وجه دین، خوان الاخوان، جامعالحکمتین، روشنایینامه، سعادتنامه و دیوان اشعار اشاره کرد.
اگر کسی گوید که چون منفعت و مضرت به خدای تعالی منسوب نیست چرا بنده بر نیکی که کند نیکی یابد و بر بدی که کند بدی یابد و چون از کردار او چیزی به خدای بازنگشت چرا مکافات او به نیکی نب...
او را گوییم که سؤال که کردی نیکوست ولکن مثال که آوردی نه راست است و نگر تا بینی که مردم چون به چشم روشنایی آفتاب نکرد به گونه گون کار راه برد که او را از آن فایده ها باشد و چون چشم...
صفت شهر مصر بر بالایی نهاده و جانب مشرقی شهر کوه است اما نه بلند بلکه سنگ هاست و پشت های سنگین و بر کناره شهر مسجد طولون است بر سربلندی و دو دیوار محکم کشیده که جز دیوار آمد و میاف...
و در سنه تسع و ثلثین و اربعمایه سلطان را پسری آمد فرمود که مردم خرمی کنند شهر و بازار بیاراستند چنان که اگر وصف آن کرده شود همانا که بعض مردم آن را باور نکنند و استوار ندارند که دک...
در نفس مردم سه قوت است یکی قوت غضبی که مردم بدان قوت با حیوان سخن گوی برابر است و انباز است و دیگر قوت شهوانی که بدین قوت مردم با نبات انباز است و سدیگر قوت ناطقه که مردم بدین قوت ...
اما اندر یافتن گناه خویش و پاکیزه کردن نفس بدانست که هر کاری که آن سوی عقل زشت است نکنی و گر مومن را هوا و نفس شهوانی بدان کشد تا آن کار بکند آن گناه اندر نفس او ثابت شود و نگاری و...
صفت خوان سلطان عادت ایشان چنین بود که سلطان در سالی به دو عید خوان نهد و بار دهد خاص و عام را آنانکه خاص باشند در حضرت او باشند و آنچه عام باشند دردیگر سراها و مواضع و من اگر چه بس...
سیر سلطان مصر امن و فراغت اهل مصر بدان حد بود که دکانهای بزازان و صرافان و جوهریان را در نبستندی الا دامی بر وی کشیدندی و کس نیارستی به چیزی دست بردن مردی یهودی بود جوهری که سلطان ...
حکماء علم الهی و شناسندگان افعال فلکلی فلکی و خداوندان علم طبایع متفق اند بر آنک صفت نفس آنک او بدان صفت از دیگر چیزها جداست فعاله بالطبع و علامه بالقوه است گویند که نفس کارکن است ...
به راه کوان به قومس رسیدم و زیارت تربت شیخ بایزید بسطامی بکردم قدس الله روحه روز آدینه هشتم ذی القعده از آن جا به دامغان رفتم غره ذی الحجه سنه سبع و ثلثین و اربعمایه ۴٣٧ به راه آبخ...
سخن متکلمان مذهب کرامی اندر توحید آنست که گویند خدای یکیست و هیچ چیزی بدو نماند و این اصل توحید است و لیکن موحد آنست که چون بصفات خدای رسد این اصل تباه نکند وازین متکلمان گروهی اند...
نفس مردم مر معنی را که اندر قول و کتابت یابد به حواس باطن پذیرد و دهد و تصرف کند اندر آن بدین سبب سپس از قول اندر حواس ظاهر سخن گفتیم اندر حواس باطن و مر نفس مردم را به حواس ظاهر ا...
اگر کسی گوید مر خدای را تالی جز بدین عالم که آفریده اوست بچه دانیم که چون کار کرد همی بینیم ازین عالم و او را دانش نیست و اندرآن چیزها که همی عالم پدید آرد آثار حکمت است و اندر نها...
غره شهر ذی القعده از مصر بیرون شدم و بیستم ماه به قلزم رسیدیم و از آن جا کشتی براندیم به پانزده روز به شهری رسیدیم که آن را جار می گفتند و بیست و دوم ماه بود و از آن جا به چهار روز...
اگر مردم را معاد نبودی که باز شدندی بدان از بهر بیافتن مکافات ابدی تا نیکوکار به ثواب و بدکردار به عقاب رسد آفرینش عالم و آنچ اندرو است بازی بودی از بهر آنک هیچ باطل نشد از آن چیزه...
گروهی از مردمان گویند که ایزد تعالی بهر مکانی هست و هیچ جای ازو خالی نیست و مر هیچ جای ازو پوشیده نیست و چنان همی دانند که این توحید است و نفی صفات ناستوده است از خدای ما گوییم که ...
یکشنبه ششم ذی الحجه به مکه رسیدیم به باب الصفا فرو آمدیم این سال به مکه قحطی بود چهار من نان به یک دینار نیشابوری بود و مجاوران از مکه می رفتند و از هیچ طرف حاج نه آمده بود روز چها...
و من چون حج بکردم باز به جانب مصر برفتم که کتب داشتم آن جا و نیت باز آمدن نداشتم و امیر مدینه آن سال به مصر آمد که او را بر سلطان رسمی بود هر سال به وی دادی از آن که خویشاوندی از ف...
گوییم که چاره نیست از آنک مر جسم را نهایت باشد از بهر آنک حقیقت جسم آنست که مرو را سه بعد است چون درازا و پهنا و ژرفا و هر یکی از این بعدها دو کناره دارد و میانه ای و چون بعدهای جس...
اکنون شرح بازگشتن خویش به جانب خانه به راه مکه حرسها الله تعالی من الافات از مصر بازگویم در قاهره نماز عید بکردم و سه شنبه چهاردهم ذی الحجه سنه احدی و اربعین و اربعمایه از مصر در ک...
سرما و گرما دو کناره است مر اعتدال را و راحت و لذت اندر اعتدال است و نفس از اعتدال قرار گیرد وزین هر دو کناره بگریزد و همچنین هر حالی ستوده میانجی است بمیان دو حال ناستوده و قول حک...
از آن جا به شهری رسیدم که آن را اخمیم می گفتند شهری انبوه و آبادان و مردمی غلبه و حصاری حصین دارد و نخل و بساتین بسیار بیست روز آن جا مقام افتاد و جهت آن که دو راه بود یکی بیابان ب...
از قول گروهی از دانایان خواجه شهید ابوالحسن نخشبی رضی الله عنه اندرین معنی آنست که از بر فلک الافلاک نوری لطیف است نه متحرک و نه و ساکن که سر زبرین از آن نور باریک است و بنفس کل پی...
هر گروهی از اهل مذاهب را اندر نفس و روح اختلاف است و بیشتر مردم اهل ظاهر برآنند که نفس این جسد کثیف است و مردم این هیکل طاهرست مگر از مذهب معتزله و بهری از مردمان صابی که گویند مرد...