بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
آفرین جان آفرین و جان جان آنکه هست او آشکارا و نهان در مقام لایزالی آشکار در درون عاشقان بیقرار آسمان یک پرده از اسرار او وین زمین یک نقطه از پرگار او ای منزه از همه بود ونبود وی م
۸۳ شعر از عطار نیشابوری
آفرین جان آفرین و جان جان آنکه هست او آشکارا و نهان در مقام لایزالی آشکار در درون عاشقان بیقرار آسمان یک پرده از اسرار او وین زمین یک نقطه از پرگار او ای منزه از همه بود ونبود وی م
چون پدر روزی به استادم سپرد نزد او از راه تعلیمم ببرد آن معلم بود عالم در جهان همچو خورشیدی که باشد او میان آن معلم بود وارث در علوم حکمت لقمان نموده درنجوم او تصوف را نکو دانسته ب
گفت پیر ره که او بیخود شده در ره عرفان حق راشد شده نقطه سر قلم با لوح گوی بعد از آن نقش صور از لوح شوی گفتمش چون علم حق آمد درون غیر حق را ازدلم کردم برون عشق با هستی من شد رهنمون
حق تعالی گفت درخم غدیر با رسول الله ز آیات منیر ایها الناس این بود الهام او ز آنکه از حق آمده پیغام او گفت کن تو با خلایق این ندا هستم این دم خود رسولی بر شما هرچه حق گفته است من خ