دیباچه ششم
بسم الله الرحمن الرحیم ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین ربنا وفقنا لمجاهده النفس و متعنا بمشاهده القدس امددنا بکتایب الغیب و خلصنا عن مهالک الریب البس...

سید ابوالقاسم قائم مقام (زاده ۱۱۵۸ خورشیدی در مهرآباد اراک - درگذشته ۱۲۱۴ خورشیدی در تهران) مشهور به قائم مقام فراهانی صدر اعظم ایران، سیاستمدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران زمین در عرصهٔ حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمهٔ اول قرن سیزدهم هجری بود. وی در زمان فتحعلیشاه در دستگاه ولیعهد او عباس میرزا صاحب مقام وزارت نایب السلطنه بود و در وقایع جنگ ایران و روس نقش ایفا کرد. پس از درگذشت فتحعلیشاه وی با زمینهچینی پادشاهی محمدشاه، در دولت او به صدارت رسید. در نهایت سختگیریهای وی در رابطه با انگلستان که به دنبال ایجاد تجارتخانه و گرفتن امتیاز از دولت ایران بود، باعث دشمنی آنها با وی گردید و در نهایت به تحریک سفارت انگلیس و توطئهٔ درباریانی که با وی دشمن بودند شاه به وی بدگمان شد و در سال دوم سلطنت خود دستور داد او را در باغ نگارستان، محل ییلاقی خانوادهٔ سلطنتی، زندانی و پس از چند روز خفه کردند. قائم مقام نثر فارسی را که در آن زمان پر از مبالغه و تملق و عبارتپردازیهای عربیِ مسجع، پیچیده و دور از ذهن بود و روز به روز در فرمانها و مراسلات رو به انحطاط میرفت به نثر فصیح و روان برگردانید و پس از او بسیاری از منشیان دوره قاجار از سبک او پیروی کردند و به روش او به نگارش پرداختند. او در شعر نیز استعداد شگفتآور داشت اما اثر جاویدانش «منشآت» اوست. قائم مقام فراهانی همچنین از خوشنویسان صاحبنام و تأثیرگذاران در روند خط فارسی است. او در خط شکسته نستعلیق که در آن زمان به مانند نثر فارسی پیچیده و در هم بود به شیوهٔ خود اصلاحاتی کرد که دیگران از وی پیروی کردند. گر چه اهمیت کار خوشنویسی او به حد استادان طراز اول این هنر نیست اما کار او از این نظر مهم است که اصول خط شکسته را به نستعلیق نزدیکتر کرد و با ابداع اصولی جدید خدمتی شایسته به خطنویسی امروزی ایرانیان کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین ربنا وفقنا لمجاهده النفس و متعنا بمشاهده القدس امددنا بکتایب الغیب و خلصنا عن مهالک الریب البس...
نحمدالله الواحد القهار و نصلی علی نبینا المختار و علی آله الساده الاخیار الاودا للانصار الاشداء علی الکفار سیما ابن عمه و ولی عهدة الخلیفه من بعده و اولاده المجاهدین و احفاده الجاه...
لک الحمد یا ذلامجد والجود والعلی تبارکت تعطی من تشاء و تمنع ملکا ما را از دام هوا رهایی ده و براه هدی رهنمایی کن همه بغفلت خفته ایم و به حیرت آشفته به کرامت مددی فرست به عنایت نظری...
سبحانک لااحصی ثناء علیک انت کما اثنیت نفسک ذات واجب عین کمال است و وصف امکان نقص وبال مایة نقص خود چه داند که از عالم کمال سخن راند بنده نفس را نزیبده بر حضرت قدس ثنا خواند معانی چ...
الحمدالله رب العالمین والصلوه والسلام علی سیدالاولین والآخرین محمد و علی وآلهما الطیبین الطاهرین اما بعد بر نفس روحانی و عقل آسمانی و فکر ثاقب و رأی صایب آنان که در کشف معضلات و حل...
بسم الله الرحمن الرحیم الله جارک فی انطلاقک تلقاء مصرک من عراقک حیث انصرفت مجددا داء اشتیاقی و اشتیاقک فعلمت ما یجد المودع حین ضمک و اعتناقک فترکت ذاک تعمدا و خرجت اهرب من فراقک و ...
ابتدای هر سخن و افتتاح هر کلام بنام پروردگاری شایسته و سزاست که بیت موزون فلک را بی وتد و سبب برافراشت و سقف مرفوع سما را بی عروض و ضرب بپا داشت بحور بروج را بلالی نجوم موشح کرد و ...
نشاط نام نامیش میرزا عبدالوهاب از جمله سادات جلیل الشان است و مولد شریفش محروسه اصفهان در بدایت سن و اوایل حال چنان مولع به کسب کمال بود که اندک وقتی در فنون ادب بر فحول عرب فایق آ...
گفتی که نشد خوب که گشتی مغضوب بد شد که به شاه از تو شمردند عیوب ای خواجه ترا چه با من و خواجه من من دانم و وان که بد کند با من و خوب
این طارم فرخنده که پیداست زبیدا بالاتر و والاتر از این گنبد خضرا گر خود زمی است از چه فلک دارد در زیر ور خود فلک است از چه زمین دارد بالا چرخی است که سیرش همه بر ماه زماهی سیلی است...
مخدوم مطاع مشفق مهربان من آمنت بمن نور بک الظلم و اوضح بک البهم و جعلک آیه من آیات ملکه و علامه من علامات سلطانه رقیمه کریمه رسید و اسباغ مکرمات و ایضاح مبهمات بحمدالهو نمود گشادن ...
از خواجه مگر محاسنت را چه فتاد کز صدمه دندانت نگردد آزاد بر ریش تو یک گوزه گره خواهم زد زان سان که به دندان نه توانیش گشاد
مخدوم من ای آن که مرا در همه عالم مانند تو یک یار وفادار نباشد چون است که این بار که باز آمدی از راه رفتار و سلوک تو چو هر بار نباشد در محفل عام آیی ازان رو که مبادا در خلوتک خاص م...
باد آمد و بوی عنبر آورد بادام شکوفه بر سر آورد نامه نامی که نافه مشک تر و نسخه خط دلبر بود در بهترین وقتی و خوش ترین وجهی رسید و ساحت خاطر را رشک باغ بهشت و موسم اردی بهشت ساخت مهج...
ارجمندی آصف الدوله بداند که اسمعیل فرستاده ایلچی روس به تاریخ غره ذی الحجه وارد شد و اگرچه هیچ عریضه و کاغذ از آن ارجمند نداشت لیکن عالیجاه ملک الکتاب تفاصیلی که لازم بود نوشته بود...
جناب مجدت ونجدت نصاب جلالت و نبالت انتساب خالوی اعزامجد عالی تبار آصف الدوله العلیه العالیه بداند که هر چند بعد از مراجعت از هرات خبر درستی از آذربایجان بما نرسیده اطلاعی کامل ندار...
شاه زاده جان قربانت شوم ز دوری تو نمردم چه لاف مهر زنم که خاک بر سر من باد و مهربانی من اما حالا یقین بدانید که در این واقعه هایله که خاک بر سر من و ایران شد تلف خواهم گردید مشکل ا...
مقرب الخاقان میرزا محمدتقی بداند که روزیکه ما از دارالسلطنه تبریز بدارالخلافه طهران عازم بودیم اغلب مردم این گمان ها را نداشتند و به هیچ خاطری نمیرسید که کار باین سیاق ها بگذرد و آ...
مسطورات آن جناب بنظر اصابت اثر رسید و چون وصول مکاتبات بقاعده مشهوره بدلی از حصول ملاقات میتواند شد خاطر مهر مظاهر را که در هوای شوق دیدار بود زایدالوصف مسرور و مبتهج ساخت سابقا در...
ای راحت روح و مونس جانم رقیمه رسید مرقومات معلوم گردید اگر سفر سلطان آباد واقعا تحقق بهم رساند شما از جانب جناب صاحب روزگار بنیابت و وکالت همراه خواهید بود یا باز کما فی السابق جای...
مخدوم من جان من تیمور من قاآن من آرام چرا داری پر طالع و کم همت مباش گردن برافراز توزک بنویس لشکر بکش دشمن بکش آماده رزم شو بایزید بشکن قرایوسف تعاقب کن دشت قبچاق برو مرز خزر بتاز ...
مخدوم مهربان امشب اول شب مهمان قاضی جدید بودیم گروهی مختلف از ملا و میرزا و شمشیربند و مجتهد و سوزنی و سی پاره و بنده بیچاره و میرزا محمدعلی و عبدالرزاق بیک مجمع که منقضی شد خسته ک...
مخدوم مشفق من مجمعلی تحریر کرده بودید و مفصلی بتقریب جناب آقاعلی محول داشته که اگر این بار مثل آن بار در زنجان بشود شما این بار در گیلان بوضعی که آن بار در زنجان مساعی جمیله مبذول ...
مخدوم مشفق مهربان من صحیفه شریفه رسید و مضمون مودت مشحون معلوم گردید اظهار کمال تکدر و تحسر درین مصیبت کرده بودید که مثل شما کم کسی متالم و متاثر است شما را میدانم که مثل من متاثر ...