بخش ۹۲ - در بیان راه تسخیر شیطان حصار دل را
خاصه وهمی کان ز جنس آتش است زین رهش نسبت به دیو سرکش است اصل دیو وهم از آتش بود هرچه از آتش بود سرکش بود آن غضب هم از سلال آذر است آذر ایشان را پدر هم مادر است زین ره ایشان راست با...

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادیالثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
خاصه وهمی کان ز جنس آتش است زین رهش نسبت به دیو سرکش است اصل دیو وهم از آتش بود هرچه از آتش بود سرکش بود آن غضب هم از سلال آذر است آذر ایشان را پدر هم مادر است زین ره ایشان راست با...
یاد حق بربندد از آن خانه رخت مرغ رحمت برپرد از آن درخت چون دل از یاد خدا غافل شود دیو اهریمن در آن داخل شود چون شود داخل بگیرد آن حصار قدسیان گویند اینک الفرار همرهان قدس یاران وطن...
ای رفیقان چون سخن اینجا رسید داستان تا شرح حال جان کشید زد مغنی بر نوای دیگرم ریخت ساقی خون دل بر ساغرم ناید از آن پرده آهنگ نشاط ناید از این باده بوی انبساط اصل آن قانون نوای ماتم...
ای خدا ای ناامیدان را امید ای ز تو شام سیه صبح سفید ای ز آغازت ازل آگاه نی وی به انجامت ابد را راه نی ای چراغ زندگی روشن ز تو سبز و خرم شاخسار تن ز تو ای تو روزی بخش هرجا زنده ای ا...
ابرهه آن صاحب پیل سفید آنکه لشکر جانب کعبه کشید تا بکوبد زیر پای نره پیل آن همایون خانه رب جلیل چون به ملک آن دیار آمد فرود کرد غارت آنچه در آن مرز بود از حمیر و از خیول و از بغال ...
هیچش از این خانه غم در دل نبود ورنه حرفی هم از آن مشکل نبود دل پریشان از برای ناقه داشت بر خلاص ناقه اش همت گماشت یک دو اشتر در بر او اعتبار بود افزون از سرای کردگار اشترانش گفت تا...
ای خدا بنگر به این بار گران ناقه ای دارم ضعیف و ناتوان ای خدا این ناتوان را رحمتی رحمتی تا هست یا رب فرصتی ای خدا از لطف و رحمت یک نظر سوی این افتاده بی پا و سر ای خدا ای مرهم جان ...
الغرض آن پیل برجا ایستاد هست این حیوان خدایا یا جماد گر جمادی گوش و خرطومت چراست ور تو حیوانی تو را جنبش کجاست هرچه آمد بر سرت ای پیل مست هین کدامین چشم بد پایت ببست هی چه شد این پ...
صفت ششم بی غیرتی و بی حمیتی است و آن کوتاهی و اهمال کردن است در محافظت آنچه نگاهبانی آن لازم است از دین و عرض و اولاد و اموال و این مرض از مهلکات عظیمه و صفات خبیثه است و بسا باشد ...
و نیز شناختن خود موجب شوق به تحصیل کمالات و تهذیب اخلاق و باعث سعی در دفع رذایل می گردد زیرا که آدمی بعد از آنکه حقیقت خود را شناخت و دانست که حقیقت او جوهری است از عالم ملکوت که ب...
و حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که داخل بهشت نمی شود هر که به قدر یک دانه خردل کبر در دل او باشد و هر که خود را بزرگ شمارد و تکبر کند در راه رفتن ملاقات خواهد کرد پ...
و چون فضیلت تفکر در آیات عالم آفاق و انفس را دانستی بدان که از تفکر در هر موجودی از موجودات مشاهده عجایب صنع پروردگار می توان نمود و از تدبر در هر مخلوقی از مخلوقات ملاحظه غرایب قد...
و اگر تو را دیده بصیرت بینا باشد تفکر کن در اندکی ازعجایب و حکمتهایی که در بعضی از این اعضاست نظر کن در استخوان ها که چگونه آنها را از نطفه روان در میان آب و خون صلب محکم خلق کرده ...
و بیشتر خوفی که بر دل نیکان و متقین غالب است خوف سوء خاتمه است که دلهای عارفین از آن پاره پاره است زیرا که در آن وقت امر صعب و خطرناک است و بالاترین این اقسام خوف سابقه است که خوف ...
صفت اول خوف است و آن عبارت است از دل سوختن و متألم بودن به سبب تشویش رسیدن به ناخوشی که تحقق آن محتمل باشد و تألم از تشویش امری که یقین باشد حصولش یا مظنون باشد اگر چه آن را خوف نگ...
صفت چهارم ترک اعانت مسلمین و عدم اهتمام در امور ایشان است و منشأ این صفت اگر عداوت یا حسد باشد از رذایل قوه غضبیه خواهد بود و اگر باعث آن کسالت یا بخل یا ضعف نفس باشد از نتایج قوه ...
و از برای هر شخصی دو پای آفرید مرکب از ران و ساق و قدم و هر یک به شکلی خاص و ترکیبی مخصوص تا به هر جا که خواهد حرکت کند و اگر اندکی تغییر در ترکیب یا شکل یا وضع یکی از اینها به هم ...
و مخفی نماند که ضد این صفت که اکرام و تعظیم و احترام داشتن بندگان خدا بوده باشد از شرایف اعمال و فضایل افعال است و در حدیث قدسی وارد شده است که حق سبحانه فرمود که باید ایمن شود از ...
و اما تفکر در اعمال خود که از آن به مراقبت و محاسبت تعبیر می شود و اگر چه در بیان توبه ذکر خواهد شد ولیکن در اینجا نیز خلاصه آن مذکور می شود و کیفیت آن آن است که آدمی در هر شبانه ر...
و چون از سیر دریاها پرداختی چشمی بگشای و به عالم هوا نظری افکن از ابر و باد و باران و برف و تگرگ و رعد و برق و صاعقه و شهب و ببین که ابر که جسمی است خفیف چگونه آب ثقیل را برمی دارد...
و مخفی نماند که سزاوار آن است که طفل را در ابتدای تمیز و ادراک تلقین به ترجمه عقاید مذکوره نمایند تا آنها را حفظ کند و بر صفحه خاطر نقش نماید و به تدریج معانی آنها را تعلیم نمایند ...
و این شمه ای بود از حکمتهای و عجایبی که در نطفه در ظلمتکده رحم به ظهور رسید و چون جثه او بزرگتر و جای او در رحم تنگ شد نظر کن که چون آن را راه نمود تا سرنگون شده قدم از تنگنای رحم ...
و مخفی نماند که بعضی از علما گفته اند که توبه نیست مگر از همه گناهان پس نمی شود که از بعضی گناهان توبه کند و از بعضی نکند و حق چنانچه والد ماجد حقیر در جامع السعادات تصریح فرموده آ...
چون معلوم شد که قیاس بیماری و صحت نفس به مرض و سلامتی بدن محض جهل و خطاست پس عجب از طایفه ای که شب و روز اوقات خود را صرف محافظت صحت بدن فانی می کنند و صبح و شام در دفع امراض جسمان...