رجوعِ آزادچهره بخدمتِ شاه و ایرادِ نصایح
آزادچهره روز دیگر بخدمت پیوست صبیح الوجه نجیح السعی وضی المنظر مقضی الوطر بساط ثنا بگسترانید و دعا بآسمان اجابت رسانید و گفت روزگارت همه خوش باد که در خدمت تو روزگار و سر و کارم هم...

یکی از آثار ارزنده نثر فنی فارسی مرزبان نامه بازنگاشته خامهٔ نویسنده و گوینده و ادیب توانا سعدالدین وراوینی است که در میانهٔ سالهای ۶۱۷ الی ۶۲۲ ه.ق (و پس از دویست و اندی سال که از تاریخ تألیف آن توسط مزربان بن رستم یکی از شاهزادگان طبرستان می گذشت) از گویش طبری به زبان پارسی دری، آراسته به صنایع لفظی و معنوی و اشعار تازی و پارسی و امثال و اخبار، برگردانیده شد. این کتاب از لحاظ شیوه نثر نویسی پیرو سبک نصرالله بن عبدالحمید منشی مترجم کلیله و دمنه از عربی به فارسی است. متن این کتاب به همت آقای سیاوش جعفری از روی تصحیح دکتر خلیل خطیب رهبر در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آزادچهره روز دیگر بخدمت پیوست صبیح الوجه نجیح السعی وضی المنظر مقضی الوطر بساط ثنا بگسترانید و دعا بآسمان اجابت رسانید و گفت روزگارت همه خوش باد که در خدمت تو روزگار و سر و کارم هم...
آزادچهر ایرا را بجایگاهی معین بنشاند و خود بطلب یهه که اگرچ بصورت خرد بود متانت بزرگان دولت داشت و بخرده شناسی کارها از میان کاردانان ملک متمیز و بانواع هنر و دانش مبرز می گردید تا...
ایرا گفت شنیدم که صاحب اقبالی بود از خسروان پارس که خصایص عدل و احسان بر وفور دین و عقل او برهانی واضح بود پادشاهی پیش بین و نکو آیین و نیک اندیش و دادگستر و دانش پرور یک روز بفرمو...
چون آنجا رسید چشمش بر کوهی افتاد به بلندی و تندی چنان که حس باصره تا بذروه شاهقش رسیدن ده جای در مصاعد عقبات آسایش دادی و دیدبان وهم در قطع مراقی علوش عرق از پیشانی بچکانیدی کمند ن...
باب اول در تعریف کتاب و ذکر واضع و بیان اسباب وضع آن باب دوم در ملک نیکبخت و وصایا که فرزندان را بوقت موت فرموده باب سیوم در ملک اردشیر و دانای مهران به باب چهارم در دیو گاوپای و د...
پس شیر مثال داد تا در دامن کوهی که پشتیوان شیران بود جویهای متشابک در یکدیگر کندند و چند میل زمین هامونرا شکستگیها درافکنده آب در بستند تا نم فرو خورد و زمین چون گل آغشته شد و ایشا...
حمد و ثنایی که روایح ذکر آن چون ثنایای صبح برنکهت دهان گل خنده زند و شکر و سپاسی که فوایح نشر آن چون نسیم صبا جعده و طرة سنبل شکند ذات پاک کریمی را که از احاطت بلطایف کرمش نطق را ن...
روز دیگر که سلاثه صبح بام از مشیمه ظلام بدر آمد و کلاله شام از بناگوش سحر تمام باز افتاد گاوپای با خیل شیاطین بحوالی آن موضع فرو آمد و جماهیر خلق از دیو و پری و آدمی در یک مجمع مجت...
آزادچهره گفت حق را عز اسمه و تعلی دو کار فرمایست بر عمارت دو سرای گماشته یکی عقل و دیگر شرع اگر خواهی که هر دو سرای معمور باشد زیردست و مطواع ایشان باید بودن عقل که این کارگاه بحکم...