بخش ۱ - گفتار در آفرینش جهان
از آغاز باید که دانی درست سر مایه گوهران از نخست که یزدان ز ناچیز چیز آفرید بدان تا توانایی آمد پدید وزو مایه گوهر آمد چهار به آن چهار گشته جهان استوار یکی آتشی بر شده تابناک میان
۱۹۲ شعر از سرایندهٔ فرامرزنامه
از آغاز باید که دانی درست سر مایه گوهران از نخست که یزدان ز ناچیز چیز آفرید بدان تا توانایی آمد پدید وزو مایه گوهر آمد چهار به آن چهار گشته جهان استوار یکی آتشی بر شده تابناک میان
بدانست رستم که او سرکش است که در جنگ همچون که آتش است وز آن پس به کین سوی او حیله کرد برآورد بر چرخ گردنده گرد دو یل نیزه بر نیزه انداختند چو آتش به پیکار هم تاختند زره حلقه حلقه ز
سپهبد دو پر مایه مرد دلیر فرستاد نزد همایون شیر بدان تا بگویند کز جایگاه بزودی ابا پیل و کوس و سپاه به تنگ اندر آید زی هندوان که گر بدکنش دشمن بد گمان ز روی فریب و ره مکر و رنگ کمی
همان نامور شیر مردان هزار که بودند با او درآن کارزار همی راند چون باد لشکر به راه نه آگه زکار کمین گاه شاه وزین سو همایون ابا سرکشان زگفت سپهدار گردنکشان روان بود و آمد سوی رای هند